على آقا نورى
263
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
ضعفاى زيديه است . . . . برخى از ايشان در امامت شخص معينى را در نظر نگيرند بلكه هركه از فرزندان على خروج كند از هر بطن و شكمى كه باشد او را امام دانند . » اين سخنان به روشنى حكايت از آن دارد كه مراد اصلى آنها از امامت ، خلافت و زعامت سياسى بوده است . جمعبندى نوبختى از ديدگاههاى زيديه دربارهء شرايط و تعيين مصاديق امامت چنين است : امّا زيديه كه حسينيه نيز خوانده شوند كسانى هستند كه گويند هركه از خاندان محمد مردمان را به خداوند بزرگ ارجمند بخواند امام واجب الاطاعه است ، و على بن ابيطالب در آن زمان كه مردم را دعوت مىكرد و امر خويش را اظهار مىنمود امام بود . پس از وى پسرش حسين به جاى او نشست و پيش از آنكه خروج كند از معاويه و يزيد روى گردانيده بود تا كشته شد . پس از وى فرزندش يحيى بن زيد بن على كه در خراسان كشته شد و مادرش « ريطه » دخت ابو هاشم عبد الله بن محمد بن حنفيه بود امام گشت و سپس پسر ديگرش عيسى بن زيد بن على كه مادرش هند دخت ابو عبيدة بن عبد الله بن زمعة بن اسود بن مطلب بن اسد بن عبد العزى بن قصى بود امام گرديد . پس هر كس از خاندان محمد مردمان را به فرمانبردارى و طاعت خدا خواند امام باشد . « 1 » طرح چنين انديشههايى از جانب اين گروه ، به ويژه با توجه به عدم وضوح جايگاه امامت در آن زمان طبيعى بود و در مجموع سرزنشى متوجه همه آنان نبود . اساسا تصور عمومى شيعيان بعد از شهادت امام حسين عليه السّلام و در زمان خلافت طولانى هشام بن عبد الملك كه علاوه بر شيعهكشى از اهانت آشكار به اهل بيت نيز
--> ( 1 ) . همان ، ص 85 به بعد .